تبلیغات
سید علی عمار - زیارت اربعین
بعد عاشورا، عفو كن یارا، گر كه یك دم ، این دل غم دیده خرم شد

زیارت اربعین

دوشنبه 2 دی 1392 20:58

نویسنده : سید علی عمار
ارسال شده در: حدیث ، ائمه ، زیارت ، امام حسین (علیه السلام) ،


 شیخ درتهذیب و مصباح روایت كرده از حضرت امام حسن عسكرى علیه السلام كه فرموده علامات مؤ من پنج چیز است پنجاه و یك ركعت نماز گذاشتن كه مراد هفده ركعت فریضه و سى و چهار ركعت نافله است در هر شب و روز و زیارت اربعین كردن و انگشتر در دست راست كردن و جبین را در سجده بر خاك گذاشتن و بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمن الرَّحیمِ را بلند گفتن و كیفیّت زیارت حضرت امام حسین علیه السلام در این روز به دو نحو رسیده یكى زیارتیست كه شیخ در تهذیب و مصباح روایت كرده از صفوان جمّال كه گفت فرمود به من مولایم حضرت صادق علیه السلام در زیارت اربعین كه زیارت مى كنى در هنگامى كه روز بلند شده باشد و مى گوئى :

اَلسَّلامُ عَلى وَلِىِّ اللَّهِ وَحَبیبِهِ اَلسَّلامُ عَلى خَلیلِ اللَّهِ

سلام بر ولى خدا و دوست او سلام بر خلیل خدا

وَنَجیبِهِ اَلسَّلامُ عَلى صَفِىِّ اللَّهِ وَابْنِ صَفِیِّهِ اَلسَّلامُ عَلىَ الْحُسَیْنِ

و بنده نجیب او سلام بر بنده برگزیده خدا و فرزند برگزیده اش سلام بر حسین

الْمَظْلُومِ الشَّهیدِ اَلسَّلامُ على اَسیرِ الْكُرُباتِ وَقَتیلِ الْعَبَراتِ

مظلوم و شهید سلام بر آن بزرگوارى كه به گرفتاریها اسیر بود و كشته اشكِ روان گردید

اَللّهُمَّ اِنّى اَشْهَدُ اَنَّهُ وَلِیُّكَ وَابْنُ وَلِیِّكَ وَصَفِیُّكَ وَابْنُ صَفِیِّكَ الْفاَّئِزُ

خدایا من براستى گواهى دهم كه آن حضرت ولىّ (و نماینده ) تو و فرزند ولىّ تو بود و برگزیده ات و فرزند برگزیده ات بود كه كامیاب شد

بِكَرامَتِكَ اَكْرَمْتَهُ بِالشَّهادَةِ وَحَبَوْتَهُبِالسَّعادَةِ وَاَجْتَبَیْتَهُ بِطیبِ

به بزرگداشت تو، گرامیش كردى بوسیله شهادت و مخصوصش داشتى به سعادت و برگزیدى او را به پاكزادى

الْوِلادَةِ وَجَعَلْتَهُ سَیِّداً مِنَ السّادَةِ وَ قآئِداً مِنَ الْقادَةِ وَذآئِداً مِنْ

و قرارش دادى یكى از آقایان (بزرگ ) و از رهروان پیشرو و یكى از كسانى كه از حق دفاع كردند

الْذادَةِ وَاَعْطَیْتَهُ مَواریثَ الاَْنْبِیاَّءِ وَجَعَلْتَهُ حُجَّةً عَلى خَلْقِكَ مِنَ

و میراثهاى پیمبران را به او دادى و از اوصیائى كه حجت تو بر خلقت هستند قرارش دادى او نیز

الاَْوْصِیاَّءِ فَاَعْذَرَ فىِ الدُّعآءِ وَمَنَحَ النُّصْحَ وَبَذَلَ مُهْجَتَهُ فیكَ

در دعوت مردم جاى عذر و بهانه اى (براى كسى ) نگذارد و بیدریغ خیرخواهى كرد و جان خود را در راه تو داد

لِیَسْتَنْقِذَ عِبادَكَ مِنَ الْجَهالَةِ وَحَیْرَةِ الضَّلالَةِ وَقَدْ تَوازَرَ عَلَیْهِ مَنْ

تا برهاند بندگانت را از (گرداب ) جهالت و نادانى و سرگردانى (در وادى ) گمراهى و چنان شد كه همدست شدند بر علیه

غَرَّتْهُ الدُّنْیا وَباعَ حَظَّهُ بِالاَْرْذَلِ الاَْدْنى وَشَرى آخِرَتَهُ بِالثَّمَنِ

آن حضرت كسانى كه دنیا فریبشان داد و فروختند بهره (كامل و سعادت خود را) به بهاى پست ناچیزى و بداد آخرتش رادرمقابل بهائى

الاَْوْكَسِ وَتَغَطْرَسَ وَتَرَدّى فى هَواهُ وَاَسْخَطَكَ وَاَسْخَطَ نَبِیَّكَ

اندك و بى مقدار و بزرگى كردند و خود را در چاه هوا و هوس سرنگون كردند، و تو و پیامبرت را بخشم

وَاَطاعَ مِنْ عِبادِكَ اَهْلَ الشِّقاقِ وَالنِّفاقِ وَحَمَلَةَ الاَْوْزارِ

آوردند و پیروى كردند از میان بندگانت آنانى را كه اهل دو دستگى و نفاق بودند و كسانى را كه بارهاى سنگین

الْمُسْتَوْجِبینَ النّارَ فَجاهَدَهُمْ فیكَ صابِراً مُحْتَسِباً حَتّى سُفِكَ فى

گناه بدوش مى كشیدند و بدین جهت مستوجب دوزخ گشته بودند آن حضرت (كه چنان دید) با شكیبائى و پاداش جوئى با

طاعَتِكَ دَمُهُ وَاسْتُبیحَ حَریمُهُ اَللّهُمَّ فَالْعَنْهُمْ لَعْناً وَبیلاً وَعَذِّبْهُمْ

آنها جهاد كرد تا خونش در راه پیروى تو ریخت و حریم مقدسش شكسته شد خدایا آنان را لعنت كن به لعنتى و بال دار و

عَذاباً اَلیماً اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یَا بْنَ رَسُولِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یَا بْنَ سَیِّدِ

عذابشان كن به عذابى دردناك سلام بر تو اى فرزند رسول خدا سلام بر تو اى فرزند آقاى

الاَْوْصِیاَّءِ اَشْهَدُ اَنَّكَ اَمینُ اللَّهِ وَابْنُ اَمینِهِ عِشْتَ سَعیداً وَمَضَیْتَ

اوصیاء گواهى دهم كه براستى تو امانتدار خدا و فرزند امانت دار اوئى سعادتمند زیستى و ستوده از دنیا

حَمیداً وَمُتَّ فَقیداً مَظْلُوماً شَهیداً وَاَشْهَدُ اَنَّ اللَّهَ مُنْجِزٌ ما وَعَدَكَ

رفتى و گمگشته و ستمدیده و شهید درگذشتى و نیز گواهى دهم كه خدا براستى وفا كند بدان وعده اى كه به تو داده

وَمُهْلِكٌ مَنْ خَذَلَكَ وَمُعَذِّبٌ مَنْ قَتَلَكَ وَاَشْهَدُ اَنَّكَ وَفَیْتَ بِعَهْدِ اللَّهِ

وبه هلاكت رساند هركه را كه دست از یاریت برداشت و عذاب كند كسى كه تو را كشت و گواهم دهم كه تو بخوبى وفا كردى

وَجاهَدْتَ فى سَبیلِهِ حَتّى اَتیكَ الْیَقینُ فَلَعَنَ اللَّهُ مَنْ قَتَلَكَ وَلَعَنَ اللَّهُ

به عهد خدا و جهاد كردى در راه او تا مرگت فرا رسید خدا لعنت كند كسى كه تو را كشت و خدا لعنت كند

مَنْ ظَلَمَكَ وَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً سَمِعَتْ بِذلِكَ فَرَضِیَتْ بِهِ اَللّهُمَّ اِنّى

كسى كه به تو ستم كرد و خدا لعنت كند مردمى كه شنیدند جریان كشتن و ستم تو را و بدان راضى بودند خدایا من تو را

اُشْهِدُكَ اَنّى وَلِىُّ لِمَنْ والاهُ وَعَدُوُّ لِمَنْ عاداهُ بِاَبى اَنْتَ وَاُمّى یَا بْنَ

گواه مى گیرم كه من دوست دارم هر كه او را دوست دارد و دشمنم با هر كه او را دشمن دارد پدرم و مادرم بفدایت اى فرزند

رَسُولِ اللَّهِ اَشْهَدُ اَنَّكَ كُنْتَ نُوراً فىِالاَْصْلابِ الشّامِخَةِ وَالاَْرْحامِ

رسول خدا گواهى دهم كه تو براستى نورى بودى در پشت پدرانى بلند مرتبه و رحمهائى

الْمُطَهَّرَةِ لَمْ تُنَجِّسْكَ الْجاهِلِیَّةُ بِاَنْجاسِها وَلَمْ تُلْبِسْكَ الْمُدْلَهِمّاتُ

پاكیزه كه آلوده ات نكرد اوضاع زمان جاهلیت به آلودگیهایش و در برت نكرد از لباسهاى چركینش

مِنْ ثِیابِها وَاَشْهَدُ اَنَّكَ مِنْ دَعاَّئِمِ الدّینِ وَاَرْكانِ الْمُسْلِمینَ وَمَعْقِلِ

و گواهى دهم كه براستى تو از پایه هاى دین و ستونهاى محكم مسلمانان و پناهگاه

الْمُؤْمِنینَ وَاَشْهَدُ اَنَّكَ الاِْمامُ الْبَرُّ التَّقِىُّ الرَّضِىُّ الزَّكِىُّ الْهادِى

مردمان با ایمانى و گواهى دهم كه تو براستى پیشواى نیكوكار با تقوا و پسندیده و پاكیزه و راهنماى

الْمَهْدِىُّ وَاَشْهَدُ اَنَّ الاَْئِمَّةَ مِنْ وُلْدِكَ كَلِمَةُ التَّقْوى وَاَعْلامُ الْهُدى

راه یافته اى و گواهى دهم كه همانا امامان از فرزندانت روح و حقیقت تقوى و نشانه هاى هدایت

وَالْعُرْوَةُ الْوُثْقى وَالْحُجَّةُ على اَهْلِ الدُّنْیا وَاَشْهَدُ اَنّى بِكُمْ مُؤْمِنٌ

و رشته هاى محكم (حق و فضیلت ) و حجتهائى بر مردم دنیا هستند و گواهى دهم كه من به شما ایمان دارم

وَبِاِیابِكُمْ مُوقِنٌ بِشَرایِعِ دینى وَخَواتیمِ عَمَلى وَقَلْبى لِقَلْبِكُمْ سِلْمٌ

و به بازگشتتان یقین دارم با قوانین دینم و عواقب كردارم و دلم تسلیم دل شما است

وَاَمْرى لاَِمْرِكُمْ مُتَّبِعٌ وَنُصْرَتى لَكُمْ مُعَدَّةٌ حَتّى یَاْذَنَ اللَّهُ لَكُمْ

و كارم پیرو كار شما است و یاریم برایتان آماده است تا آنكه خدا در ظهورتان اجازه دهد

فَمَعَكُمْ مَعَكُمْ لامَعَ عَدُوِّكُمْ صَلَواتُ اللَّهِ عَلَیْكُمْ وَعلى اَرْواحِكُمْ

پس با شمایم نه با دشمنان شما درودهاى خدا بر شما و بر روانهاى شما

وَاَجْسادِكُمْ وَشاهِدِكُمْ وَغاَّئِبِكُمْ وَظاهِرِكُمْ وَباطِنِكُمْ آمینَ رَبَّ الْعالَمینَ

و پیكرهایتان و حاضرتان و غائبتان و آشكارتان و نهانتان آمین اى پروردگار جهانیان

پس دو ركعت نماز مى كنى و دعا مى كنى به آنچه مى خواهى و برمى گردى

و دیگر زیارتى است كه از جابر منقول است و كیفیّت آن چنان است كه از عطا روایت شده كه گفت با جابر بن عبداللّه انصارى بودم در روز بیستم ماه صفر چون به غاضریّه رسیدیم در آب فرات غسل كرد و پیراهن طاهرى كه با خود داشت پوشید پس گفت كه آیا با تو چیزى هست از بوى خوش اى عطا گفتم با من سُعد هست پس قدرى از آن گرفت و بر سر و بدن پاشید و پابرهنه روانه شد تا ایستاد نزد سر مبارك امام حسین علیه السلام و سه مرتبه اَللّهُ اَكْبَرُ گفت پس افتاد و بیهوش شد و چون به هوش آمد شنیدم كه مى گفت اَلسَّلامُ عَلَیْكُمْ یا آلَ اللّه الخ كه به عینه همان زیارت نیمه رجب است كه ما ذكر نمودیم و با آن فرقى ندارد جز چند كلمه كه شاید از اختلاف نسخ باشد چنانچه شیخ مرحوم احتمال داده پس اگر كسى خواست كه آن را نیز بخواند رجوع كند به زیارت نیمه رجب و همان را بخواند

مؤ لّف گوید كه زیارت امام حسین علیه السلام در اوقات شریفه و لیالى و ایّام متبرّكه به غیر از این اوقات كه ذكر شد نیز افضل است خصوصاً اوقاتى كه به آن حضرت نسبتى داشته باشد مانند روز مباهله و روز نزول هَلْ اَتى و روز ولادت شریف آن حضرت و شبهاى جمعه و از روایتى مستفاد مى شود كه حق تعالى در هر شب جمعه نظر مكرمتى بر آن حضرت فرماید و جمیع پیمغبران و اوصیاى ایشان را به زیارت او بفرستد و ابن قولویه از حضرت صادق علیه السلام روایت كرده كه هر كه زیارت كند قبر امام حسین علیه السلام را در هر جمعه آمرزیده شود البته و از دنیا بیرون نرود با حال حسرت از دنیا و مَسْكَنَشْ در بهشت با امام حسین علیه السلام باشد و در خبر اعمش است كه همسایه او براى او گفت در خواب دیدم كه رقعه ها از آسمان فرو مى ریزد كه در آنها امان نوشته اند براى هر كه زیارت امام حسین علیه السلام كند در شب جمعه و بعد از این در اعمال كاظمین در حكایت حاجى على بغدادى اشاره به این مطلب خواهد شد و غیر این از اوقات شریفه دیگر و روایت شده از حضرت صادق علیه السلام پرسیدند كه آیا زیارت امام حسین علیه السلام را وقتى هست كه بهتر از وقت دیگر باشد فرمود كه زیارت كنید آن حضرت را در هر وقت و هر زمان زیرا كه زیارت آن حضرت خیر مُقَرَّرى است هر كه آن را بیشتر به عمل آورد خیر بیشتر خواهد یافت و هر كه كمتر كند كمتر خواهد یافت و سعى كنید در زیارت كردن آن حضرت در اوقات شریفه كه اعمال صالحه در آنها ثوابش مضاعف است و در آن اوقات شریفه ملائكه از آسمان نازل مى شوند از براى زیارت آن حضرت الخ

و از براى خصوص این اوقات مذكوره زیارت منقولى یافت نشده بلى در روز سیّم ماه شعبان كه روز تولّد حضرت امام حسین علیه السلام است دعائى از ناحیه شریفه بیرون آمده كه بایست آن را خواند و ما آن را در اعمال ماه شعبان ذكر كردیم و بدان نیز كه زیارت آن حضرت در غیر كربلا از شهرهاى دور فضیلت زیادى دارد و ما در اینجا به ذكر دو روایت كه در كافى و تهذیب و فقیه است قناعت مى كنیم روایت اوّل ابن ابى عمیر از هشام روایت كرده كه حضرت صادق علیه السلام فرمود كه هرگاه راه یكى از شما دور و از خانه اش تا به قبور ما مسافت بسیار باشد بالا رود به پشت بام بلندتر منزل خود و دو ركعت نماز كند و اشاره كند به سلام كردن به سوى قبرهاى ما پس بدرستى كه آن به ما مى رسد

روایت دویّم از حنّان بن سُدَیْر از پدرش منقولست كه حضرت صادق علیه السلام به من فرمود اى سدیر زیارت مى كنى قبر حسین علیه السلام را در هر روز عرض كردم كه فداى تو گردم نه فرمود شما چه جفاكارید در هر جمعه زیارت مى كنید او را گفتم نه فرمود در هر ماهى زیارت مى كنید گفتم نه فرمود در هر سالى او را زیارت مى كنید گفتم گاهى از سالها شده كه زیارت كرده ام فرمود اى سُدیر چه جفا كارید شما به امام حسین علیه السلام آیا ندانستید كه حق تعالى را دو هزار هزار فرشته است (و در تهذیب و فقیه هزار هزار فرشته است ) ژولیده مو گردآلوده كه مى گریند بر آن حضرت و زیارت مى كنند وسست نمى شوند و چه مى شود براى تو اى سدیر كه زیارت كنى قبر حسین علیه السلام را در هر جمعه پنج مرتبه و در هر روزى یك مرتبه گفتم فدایت شوم بین ما و بین او فرسخهاى بسیار است فرمود به من كه بالا رو به بام خانه ات پس نظر كن به جانب راست و چپ پس بلند كن سر خود را بسوى آسمان پس قصد كن جانب قبر آن حضرت را و بگو :

((اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا اَبا عَبْدِاللّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ وَ رَحْمَةُاللّهِ وَ بَرَكاتُهُ))

 نوشته مى شود براى تو زیارتى و آن زیارت حجّه و عمره است سُدیر گفت بسا شد كه بجا آوردم این را در ماه بیشتر از بیست مرتبه و در صدر زیارت اوّل از زیارات مطلقه گذشت چیزى كه مناسب این مقام بود.


فضیلت و فوائد و آداب تربت مقدسه امام حسین علیه السلام

تذییلٌ بدانكه روایات بسیار وارد شده كه در تربت آن حضرت شفاى هر درد و مرض است مگر مرگ و امان است از بلاها و باعث ایمنى از هر خوف و بیم است و اخبار در این باب متواتر است و معجزاتى كه به سبب این تربت مقدّسه ظاهر گردیده است زیاده از آنست كه ذكر شود و من در كتاب فوائد الرضویّه كه در تراجم علماء امامیّه است در احوال سیّد محدّث متبّحر آقا سیّد نعمة اللّه جزائرى ره نوشتم كه آن سید جلیل در تحصیل علم زحمت بسیار كشیده و سختى و رنج بسیار برده و در اوایل تحصیل چون قادر نبوده بر چراغ به روشنى ماه مطالعه مى نموده لاجرم از كثرت مطالعه در ماهتاب و بسیار چیز نوشتن و مطالعه كردن چشمانش ضعف پیدا كرده بود پس بجهت روشنى چشم خود به تربت مقدّسه حضرت سیدالشهداء علیه السلام و تراب مراقد شریفه ائمّه عراق علیهم السلام اكتحال مى كرد و به بركت آن تربت ها چشمش روشن مى گشت و نیز نگاشتم كه مبادا اهالى عصر ما بواسطه معاشرت با كفّار و ملاحده این مطلب را استعجاب نمایند همانا كمال الدّین دمیرى در حیوة الحیوان نقل كرده كه افعى هرگاه هزار سال عمر كرد چشمانش كور مى شود حق تعالى او را ملهم فرموده كه براى رفع كورى خود چشم خود را به رازیانج تر بمالد لاجرم با چشم كور از بیابان قصد مى كند بساتین و جاهائى را كه رازیانج در آنجا باشد و اگر چه مسافتى طویل در بین باشد پس خود را مى رساند به آن گیاه و چشم خود را بر آن مى مالد روشنى چشم او برمى گردد و این مطلب را زمخشرى و غیره نیز نقل كرده اند پس هرگاه حق تعالى در یك گیاه ترى این خاصیت قرار داده باشد كه مار كور پى به آن ببرد و بهره خود را از آن بگیرد چه عجب و استبعادى دارد كه در تربت پسر پیغمبر صلوات اللّه علیه و آله كه در راه او خودش و عترتش كشته شده شفاء از جمیع امراض و فوائد و بركاتى قرار داده باشد كه شیعیان و محبّان او از آن بهره ها برند و ما در این مقام به ذكر چند خبر قناعت مى كنیم .

اوّل روایت شده كه حوریان بهشت چون یكى از ملائكه را مى بینند كه از براى كارى بر زمین مى آید از او التماس مى كنند كه براى ما تسبیح و تربت قبر امام حسین علیه السلام به هدیّه بیاور .

دوّم به سند معتبر منقول است كه شخصى گفت حضرت امام رضا علیه السلام براى من از خراسان بسته متاعى فرستاد چون گشودم در میان آن خاكى بود از آن مرد كه آورده بود پرسیدم كه این خاك چیست گفت خاك قبر امام حسین علیه السلام است و هرگز آن حضرت از جامه و غیر جامه چیزى به جایى نمى فرستد مگر آنكه این خاك را درمیانش مى گذارد و مى فرماید این امان است از بلاها به اذن و مشیّت خدا .

سیّم روایت است كه عبداللّه بن ابى یعفور به خدمت حضرت صادق علیه السلام عرض كرد كه یك شخص از خاك قبر امام حسین علیه السلام برمى دارد و منتفع مى شود و دیگرى برمى دارد و منتفع نمى شود فرمود كه نه واللّه هر كه بردارد و اعتقاد داشته باشد كه به او نفع مى بخشد البته منتفع مى شود .

چهارم از ابوحمزه ثمالى روایتست كه عرض كردم به حضرت صادق علیه السلام كه مى بینم اصحاب ما مى گیرند خاك قبر امام حسین علیه السلام را و طلب شفا از آن مى كنند آیا شفا در آن هست فرمود كه طلب شفا مى توان كرد از خاكى كه بردارند از میان قبر تا چهار میل و همچنین است خاك قبر جدّم رسول خدا صلى الله علیه و آله و قبر امام حسن و امام زین العابدین و امام محمّد باقرعلیهم السلام پس بگیر از آن خاك كه آن شفاى هر درد است و سپرى است براى دفع هر چه از آن ترسى و هیچ چیز به آن برابرى نمى كند از چیزهائى كه از آن شفا طلب مى كنند به غیر از دعا و چیزى كه آن را فاسد مى كند آن است كه در ظرفها و جاهاى بد مى گذارند و آنها كه معالجه به آن مى كنند كم است یقین ایشان هر كه یقین داشته باشد كه این از براى او شفا است هرگاه معالجه به آن كند او را كافى خواهد بود و محتاج به دواى دیگر نخواهد شد و فاسد مى گردانند آن تربت را شیاطین و كافران از جنیّان كه خود را بر آن مى مالند و بهر چیز كه مى گذرد آن تربت آن را بو مى كنند و اما شیاطین و كافران جنّ پس حسد مى برند فرزندان آدم را بر آن و خود را بر آن مى مالند كه اكثر نیكى و بوى خوشش برطرف مى شود و هیچ تربت از حایر بیرون نمى آید مگر مهیّا مى شوند از شیاطین و كافران جنّ از براى آن تربت آن قدر كه عدد ایشان را كسى به غیر از خدا احصا نمى تواند كرد و آن تربت در دست صاحبش است و ایشان خود را بر آن مى مالند و ملائكه نمى گذارند ایشان را كه داخل حایر شوند و اگر تربت سالم از اینها بماند هر بیمار را كه به آن معالجه نمایند البّته در آن ساعت شفا مى یابد پس چون تربت را بردارى پنهان كن و نام خدا بر آن بسیار بخوان و شنیده ام كه بعضى از آنها كه تربت را برمى دارند آن را سبك مى شمارند حتّى بعضى از ایشان آن را در توبره چهارپایان مى اندازند یا در ظرف طعام یا چیزهائى كه دست بر آن بسیار مالیده شود از خورجینها و جوالها پس چگونه شفا یابد از آن كسى كه به این نوع آن را حرمت دارد ولكن دلى كه در آن یقین نیست و سبك مى شمارد چیزى را كه صلاحش در آن است عمل خود را فاسد مى كند.

پنجم روایت شده كه هرگاه یكى از شما خواهد كه بردارد تربت را به اطراف انگشتان بردارد و قدر آن مثل نخود است به بوسد آن را و بر هر دو دیده گذارد وبر سایر بدن بمالد و بگوید:

اَللّهُمَّ بِحَقِّ هذِهِ التُّرْبَةِ وَبِحَقِّ مَنْ حَلَّ بِها وَثَوى

خدایا به حق این تربت شریف و به حق آن بزرگوارى كه در آن فرود آمد و مسكن

فیها وَبِحِقِّ جَدِّهِ وَاَبیهِ وَاُمِّهِ وَاَخیهِ وَالاَْئِمَّةِ مِنْ وُلْدِهِ وَبِحَقِّ

گرفت و به حق جد و پدر و مادر و امامان از فرزندانش و به حق

الْمَلاَّئِكَةِ الْح آفّینَ بِهِ اِلاّ جَعَلْتَه ا شِف آءً مِنْ كُلِّ د آءٍ وَبُرْءا مِنْ كُلِّ

فرشتگانى كه او را دربرگرفته اند كه بگردانى آن را شفاى از هر درد و درمان از هر

مَرَضٍ وَنَجاةً مِنْ كُلِّ آفَةٍ وَحِرْزا مِمّا اَخافُ وَاَحْذَرُ

بیمارى و رهائى از هر آفت و پناهگاهى از هر چه از آن مى ترسم و پرهیز مى كنم

پس آن را استعمال نماید و روایت شده كه مهر كردن تربت امام حسین علیه السلام آنست كه بر آن سوره اِنّا اَنْزَلْناهُ فى لَیْلَةِ الْقَدْرِ بخوانى و نیز روایت شده كه هرگاه تربت را بخورى یا به كسى بخورانى بگو :

بِسْمِ اللَّهِ وَبِاللَّهِ اَللّهُمَّ اجْعَلْهُ رِزْقا واسِعا وَعِلْما نافِعا وَشِفآءً مِنْ كُلِّ

به نام خدا و به ذات خدا، خدایا بگردانش روزى فراخ و دانشى سودمند و شفاى از هر

دآءٍ اِنَّكَ عَلى كُلِّشَىْءٍ قَدیرٌ

دردى كه تو بر هر چیز توانائى

مؤ لف گوید كه فوائد تربت شریفه آن حضرت بسیار است از جمله آنكه مستحبّ است با میّت در قبر گذاشتن و كفن را به آن نوشتن و دیگر سجده كردن بر آنست كه روایت شده كه سجده بر آن هفت حجاب را مى درد یعنى باعث قبولى نماز مى شود كه به آسمانها بالا مى رود و دیگر تسبیح از تُربت آن حضرت ساختن و به آن تسبیح ذكر كردن و در دست داشتن است كه فضیلت عظیم دارد و از خاصیتش آنست كه در دست آدمى تسبیح مى گوید بى آنكه صاحبش ‍ تسبیح بگوید و معلوم است كه این تسبیح غیر از آن تسبیحى است كه در همه اشیاء است كما قال اللّه تعالى :

وَ اِنْ مِنْ شَىْءٍ اِلاّ یُسَبِّحُ

و چیزى نیست جز آنكه تسبیح گوید

بِحَمْدِهِ وَلكِنْ لاتَفْقَهُونَ تَسْبیحَهُمْ

به حمد او ولى شما تسبیحشان را نمى فهمید

و عارف رومى در معنى آن گفته :


گر تو را از غیب چشمى باز شد      با تو ذرّات جهان همراز شد
نطق خاك ونطق آب ونطق گِل      هست محسوس حواسّ اهل دل
جمله ذرّات در عالم نهان      با تو میگویند روزان وشبان
ما سَمیعیم وبصیر وباهُشیم      با شما نامحرمان ما خامشیم
از جمادى سوى جان جان شوید      غلغل اجزاى عالم بشنوید
فاش تسبیح جمادات آیدت      وسوسه تاءولیها بزدایدت

بالجُمله این تسبیحى كه در این روایت است تسبیحى است كه از خصوصیّات تربت حضرت سیّد الشّهداء اَرْواحُنا لَهُ الْفِداء است .

ششم از حضرت امام رضا علیه السلام منقول است كه هر كه بگرداند تسبیح تربت امام حسین علیه السلام را وبگوید: ((سُبْحانَ اللّهِ وَالْحَمْدُلِلّهِ وَلا اِلهَ اِلا اللّهُ وَاللَّهُ اَكْبَرُ)) با هر دانه بنویسد حق تعالى از براى او شش هزار حسنه و محو كند از او شش هزار گناه و بلند كند از براى او شش هزار درجه و بنویسد از براى او شش هزار شفاعت و از حضرت صادق علیه السلام منقول است كه هركه بگرداند سنگهائى راكه ازتربت امام حسین علیه السلام مى سازند یعنى تسبیح پخته پس یكبار استغفار كند هفتاد استغفار از براى او نوشته مى شود و اگر تسبیحى را در دست نگاه دارد و تسبیح نگوید به عدد هر حبّه هفت مرتبه از براى او نوشته مى شود

هفتم در حدیث معتبر منقول است كه چون حضرت صادق علیه السلام به عراق تشریف آوردند گروهى نزد آن حضرت آمدند و عرض كردند كه دانسته ایم تربت امام حسین علیه السلام موجب شفاى هر درد است آیا باعث ایمنى از هر خوف هست فرمود بلى هرگاه كسى خواهد كه او را از هر بیمى امان بخشد باید تسبیحى كه از تربت آن حضرت ساخته باشند در دست بگیرد و سه مرتبه این دعا را بخواند:

اَصْبَحْتُ اَللّهُمَّ مُعْتَصِما بِذِمامِكَ وَجِوارِكَ الْمَنیعِ

بامداد كردم خدایا در حالى كه چنگ زده ام به پیمان تو و جوار محكمت

الَّذى لا یُطاوَلُ وَلا یُحاوَلُ مِنْ شَرِّ كُلِّ غاشِمٍ وَطارِقٍ مِنْ سآئِرِ مَنْ

كه مورد دستبرد واقع نشود و كسى قصد آن نتواند از شر هر ستمكار و شبیخون زننده اى از تمامى

خَلَقْتَ وَما خَلَقْتَ مِنْ خَلْقِكَ الصّامِتِ وَالنّاطِقِ فى جُنَّةٍ مِنْ كُلِّ

كسانى كه آفریدى و آنچه خلق فرمودى از مخلوقات خموش و گویایت (و بنهم خود را) در زیر سپر و جوشنى از هر

مَخُوفٍ بِلِباسٍ سابِغَةٍ حَصینَةٍ وَهِىَ وِلاَّءُ اَهْلِ بَیْتِ نَبِیِّكَ مُحَمَّدٍ

موجود مخوف و ترسناكى با لباس محكم و نگهدارنده و آن (سپر و لباس ) همان دوستى خاندان پیامبر تو محمد

صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ مُحْتَجِزا مِنْ كُلِّ قاصِدٍ لى اِلى اَذِیَّةٍ بِجِدارٍ

صلى اللّه علیه و آله است و نگهدارى كنم خود را از هر كه آهنگ آزارم كند به دیوار

حَصینٍ الاِْخْلاصِ فِى الاِْعْتِرافِ بِحَقِّهِمْ وَالتَّمَسُّكِ بِحَبْلِهِمْ جَمیعاً

محكم اخلاص در اعتراف كردن به حق ایشان و چنگ زدن به رشته محكم ایشان همگى

مُوقِنا اَنَّ الْحَقَّ لَهُمْ وَمَعَهُمْ وَمِنْهُمْ وَفیهِمْ وَبِهِمْ اُوالى مَنْ والَوْا

در حالى كه یقین دارم كه حق از آنها است و با آنها است و از آنها است و در میان آنها است و بوسیله آنها است دوست دارم هر كه را

وَاُعادى مَنْ عادَوْا وَاُجانِبُ مَنْ جانَبُوا فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ

آنها دوست دارند و دشمن دارم هر كه را دشمن دارند و كناره گیرم از هر كه كناره گرفتند درود فرست بر محمد و آلش

وَاَعِذْنِى اللّهُمَّ بِهِمْ مِنْ شَرِّ كُلِّ ما اَتَّقیهِ یا عَظیمُ حَجَزْتُ الاَْعادِىَ

و نگاهم دار خدایا بوسیله ایشان از شر هر چه از آن پرهیز دارم اى خداى بزرگ دور ساختم دشمنان را

عَنّى بِبَدیعِ السَّمواتِ وَالاَْرْضِ اِنّا جَعَلْنا مِنْ بَیْنِ اَیْدیهِمْ سَدّا

از خود بوسیله آفریننده آسمانها و زمین ((ما نهادیم از پیش رویشان سدى

وَ مِنْ خَلْفِهِمْ سَدّا فَاَغْشَیْناهُمْ فَهُمْ لا یُبْصِرُونَ

و از پشت سرشان سدى و پرده بر دیده شان افكندیم كه نمى بینند))

پس تسبیح را ببوسد و بر هر دو چشم بمالد و بگوید:

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِحَقِّ هذِهِ التُّرْبَةِ الْمُبارَكَةِ

خدایا از تو خواهم به حق این تربت مبارك

وَبِحَقِّ صاحِبِها وَبِحَقِّ جَدِّهِ وَبِحَقِّ اَبیهِ وَبِحَقِّ اُمِّهِ وَبِحَقِّ اَخیهِ

و به حق صاحب آن (حضرت اباعبداللَّه ) و به حق جدّش و به حق پدرش و به حق مادرش و به حق برادرش

وَبِحَقِّ وُلْدِهِ الطّاهِرینَ اجْعَلْها شِفآءً مِنْ كُلِّ دآءٍ وَاَمانا مِنْ كُلِّ

و به حق فرزندان پاكش بگردان آن را شفاى از هر دردى و امان از هر

خَوْفٍ وَحِفْظا مِنْ كُلِّ سُوَّءٍ

ترسى و نگهدارنده از هر بدى

پس تسبیح را بر جبین خود بگذارد پس اگر در صبح چنین كند در امان خدا باشد تا شام و اگر در شام چنین كند در امان خدا باشد تا صبح و در روایت دیگر منقول است كه هر كه از پادشاهى یا غیر او ترسد چون از خانه بیرون آید چنین كند تا حرزى باشد او را از شرّ ایشان

مؤ لّف گوید كه مشهور میان علماء آن است كه خوردن گل و خاك مطلقاً جایز نیست مگر تربت مقدسه امام حسین علیه السلام به قصد شفا بى قصد لذّت به قدر نخودى بلكه احوط آن است كه به قدر عدسى باشد و خوبست كه تربت را در دهان بگذارد و بعد از آن جرعه اى از آب بخورد و بگوید ((اَللّهُمَّ اجْعَلْهُ رِزْقا واسِعا وَعِلْما نافِعا وَشِفاءً مِنْ كُلِّ دآءٍ وَسُقْمٍ)) علامه مجلسى ره فرموده احوط آن است كه مهر و تسبیح و تربت آن حضرت را نخرند و نفروشند بلكه به هدیّه و بخشش بدهند و در برابر آنها اگر تراضى كنند بى آنكه اوّل شرط كرده باشند شاید بد نباشد چنانچه در حدیث معتبر از حضرت صادق علیه السلام منقول است كه هر كه خاك قبر امام حسین علیه السلام را بفروشد چنان است كه گوشت آن حضرت را فروخته و خریده باشد

مؤ لّف گوید كه شیخ ما محدّث متبحّر ثقة الاسلام نورى ره در دارالسلام نقل فرموده كه روزى یكى از برادران من به خدمت مرحومه والده ام رسید مادرم دید كه تربت امام حسین علیه السلام را در جیب پایین قباى خود گذاشته مادرم او را زجر كرد كه این بى ادبى است به تربت مقدسه چه آنكه بسا شود در زیر ران واقع شود و شكسته گردد برادرم گفت چنین است كه فرمودى و تا به حال دو مهر شكسته ام ولكن عهد كرد كه من بعد در جیب پایین نگذارد پس چند روزى از این قضیّه گذشت علامه والدم در خواب دید بدون اینكه از این مطلب اطلاع داشته باشد كه مولاى ما حضرت ابوعبداللّه الحسین علیه السلام به زیارت او تشریف آورد و در اطاق كتابخانه نشست و ملاطفت و مهربانى بسیار كرد و فرمود بخوان پسران خود را بیایند تا آنها را اكرام كنم پس والد پسرها را طلبید و با من پنج نفر بودند پس ایستادند در نزد در مقابل آن حضرت و در نزد آن حضرت از جامه و چیزهاى دیگر بود پس یك یك را مى خواند و چیزى از آنها به او مى داد پس نوبت به برادر مزبور سلمه اللّه رسید حضرت نظرى بر او افكند مانند كسى كه در غضب باشد و التفات فرمود بسوى والد مرحوم و فرمود این پسر تو دو تربت از تربتهاى قبر من در زیر ران خود شكسته است پس مثل برادران دیگر او را نخواند بلكه افكند بسوى او چیزى و الان در ذهنم است كه گویا قاب شانه ترمه به او داد پس علامه والد بیدار شد و خواب خود را براى مرحومه والده نقل كرد و والده حكایت را براى ایشان بیان كرد والد تعجّب كرد از صدق این خواب ((انتهى )).




دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: زیارت اربعین ، امام حسین ، اربعین ، مفاتیح ،
آخرین ویرایش: دوشنبه 2 دی 1392 21:03