تبلیغات
سید علی عمار - گفتم که آب را ببرم خیمه ها نشد
بعد عاشورا، عفو كن یارا، گر كه یك دم ، این دل غم دیده خرم شد

گفتم که آب را ببرم خیمه ها نشد

سه شنبه 16 آبان 1391 22:04

نویسنده : سید علی عمار
ارسال شده در: شعر ،

گفتم که آب را ببرم خیمه ها نشد

شرمنده ام بگو به خدا بچه ها نشد



آقا ببخش من همه جایم شکسته است

تو آمدی به پایت ابالفضل پا نشد



آقا ببخش هر چه که شد تیر خورده ام

شرمنده ام که نیزه و شمشیر جا نشد



حتی هنوز پرچم تو بین دستم است

دستم بریده پرچمت از آن جدا نشد


دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: شعر ، کربلا ، محرم ،
آخرین ویرایش: - -