تبلیغات
سید علی عمار - نمونه اى از كلام آن حضرت در معاد
بعد عاشورا، عفو كن یارا، گر كه یك دم ، این دل غم دیده خرم شد

نمونه اى از كلام آن حضرت در معاد

شنبه 12 فروردین 1391 21:19

نویسنده : سید علی عمار
ارسال شده در: امام صادق (علیه السلام) ،

از امام ششم (علیه السلام) سؤال شد :

« چرا خدا دنیا را خانه ثواب و زندان عقاب قرار نداده است؟ فرمود: اینجا دار و خانه ابتلا و آزمایش است، و جاى تجارتِ ثواب و اكتساب رحمت است، دنیا جایى است پر از آفات و در آن شهوات جمع شده است، و جاى عمل محل جزا نیست. پرسید : چگونه بدنى كه پوسیده و اعضاى آن پراكنده شده ، و عضوى را كه درندگان خورده اند، و عضوى كه خاك شد و یا گِل آن خانه شده، زنده مى شود؟

فرمود:

آن كس كه او را نه از چیزى به وجود آورده و صورت او را بدون سابقه مثال و مانندى كشیده، قدرت دارد همچنان كه اول او را به وجود آورده دوباره او را برگرداند »(۱).

یعنى علم و قدرت و حكمتى كه نقش اول را بدون مانند كشیده، چگونه ممكن است از دوباره به وجود آوردنش با سابقه مثال اول عاجز باشد، و آنچه درندگان خورده اند و جنبندگان جویده اند همه در خاك محفوظ است، و از كسى كه عدد و وزن هر چیزى را مى داند، و از علمى كه سنگینى ذرّه در ظلمات زمین از آن پوشیده نیست، ذرات پراكنده آن بدن هم مخفى نیست.

آنچه از بیان امام استفاده مى شود این است كه معرفتِ مبدأ كلید قفل معرفتِ معاد است، و اثبات معاد به دلیل عقلى، و نقل مبتنى بر عقل است.

در این مختصر به چهار دلیل عقلى اشاره مى كنیم:

۱ ـ عقل هر عاقلى درك مى كند كه عالم و جاهل، و متخلّق به اخلاق فاضله ـ مانند جود و كرم ـ و اخلاق رذیله ـ مانند بخل و حسد ـ و نیكوكار و بد كردار برابر نیستند، و پاداش هر یك را به تناسب عمل ندادن ظلم است.

و از طرفى ـ آن چنان كه باید ـ خوبان سزاى خوبى و بدان سزاى بدى خود را در این زندگى نمى بینند، و اگر زندگانى دیگرى توأم با حساب و ثواب و عقـاب به تناسب عقاید و اخلاق و اعمال نباشد ظلم است، و عدل خداوندى ایجاب مى كند كه حشر و نشر و حساب و ثواب و عقابى باشد : ( أَمْ نَجْعَلُ الَّذِینَ ءَامَنُواْ وَ عَمِلُواْ الْصَّالِحَـتِ كَالْمُفْسِدِینَ فِى الاَْرْضِ أَمْ نَجْعَلُ الْمُتَّقِینَ كَالْفُجَّارِ ).(۲)

۲ ـ خداوند متعال حكیم است و كار عبث و بیهوده از او سر نمى زند، و انسان را آفریده و در او به جز قوایى كه براى زندگى گیاهى و حیوانى ضرورى است ـ مانند جذب و دفع و شهوت و غضب ـ قوّه دیگرى آفریده است كه او را به كمالات علمى و فضایل اخلاقى و گفتار راست و رفتار شایسته مى خواند، و در رسیدن به كمالات به هیچ حدّى متوقف نیست، و به هر مرتبه از علم و قدرت نائل شود، تشنه مرتبه بالاتر است، و انبیا را براى تربیت این فطرت فرستاده، تا او را به مبدأ كمال نامتناهى هدایت كنند، و اگر زندگى محدود به عمر آدمى در این جهان بود، وجود چنین فطرتى لغو ، و بعثت انبیا براى هدایت این فطرت عبث بود.

پس حكمت خداوند ایجاب مى كند كه زندگى انسان به حیات مادّى و حیوانـى ختم نشود، و حیات انسان براى وصول به كمال مقصود از خلقت ادامه پیدا كند : ( أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَـكُمْ عَبَثًا وَ أَنَّكُمْ إِلَینَا لاَ تُرْجَعُونَ ).(۳)

۳ ـ فطرت هر انسانى حكم مى كند كه باید حقّ هر صاحب حقّى به او داده شود، و داد هر مظلومى از ظالم گرفته شود ; و همین فطرت ، بشر را با هر مسلك و آیینى به تشكیل دستگاه هاى قضایى و محكمه هاى عدل و انصاف وامى دارد.

از طرفى نیز روشن است كه در این زندگى بسیارى از ستمگران بر اریكه عزّت و اقتدار زندگى را مى گذرانند و ستمكشان در زیر تازیانه و شكنجه ستمگران جان مى دهند، حكمت ، عدل ، عزّت و رحمت خداوند ایجاب مى كند كه دادِ آن مظلومان از آن ظالمان گرفته شود : ( وَ لاَ تَحْسَبَنَّ اللَّهَ غَـفِلاً عَمَّا یعْمَلُ الظَّـلِمُونَ إِنّمَا یؤَخِّرُهُمْ لِیوْم تَشْخَصُ فِیهِ الاَْبْصَـرُ ).(۴)

۴ ـ حكمت خداوند متعال اقتضا مى كند كه وسیله رسیدن انسان را به غرض از خلقت و ثمره وجودش فراهم كند، و آن میسّر نیست مگر با امر به آنچه موجب سعادت اوست، و نهى از آنچه موجب شقاوت اوست، و اجراى دستورات الهى با آن كه مخالف هوى و هوس سركش آدمى است میسّر نیست مگر به خوف و رجاء، و این دو محقّق نمى شود مگر به بشارت و انذار، و بشارت و انذار مستلزم ثواب و عقاب و وجود نقمت و نعمتى بعد از این زندگى است، وگرنه بشارت و انذار دروغ خواهد بود، و خداوند متعال منزّه از قبیح است.




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -