تبلیغات
سید علی عمار - حلم امام حسن (علیه السلام)
بعد عاشورا، عفو كن یارا، گر كه یك دم ، این دل غم دیده خرم شد

حلم امام حسن (علیه السلام)

جمعه 11 فروردین 1391 20:11

نویسنده : سید علی عمار
ارسال شده در: امام حسن مجتبی (علیه السلام) ،

حلم آن حضرت همچون آفتاب براى دوست و دشمن آشكار است، و به نمونه اى از آن اشاره مى كنیم:

روزى آن حضرت سوار بود كه مردى شامى او را ملاقات كرد، و شروع به ناسزا گفتن به آن حضرت نمود، و آن حضرت هیچ نفرمود، تا مرد شامى از دشنام دادن فارغ شد. آن گاه امام حسن (علیه السلام) به او رو كرد و سلام نمود و خندید، و فرمود: گمان مى كنم كه غریبى و امر بر تو مشتبه شده است، پس اگر از ما رضایت طلبى ، از تو راضى و خشنود مى شویم، و اگر چیزى سؤال كنى عطا مى كنیم، و اگر از ما طلب هدایت كنى تو را ارشاد مى كنیم، و اگر گرسنه باشى سیرت مى كنیم، و اگر برهنه باشى تو را مى پوشانیم، و اگر محتاج باشى بى نیازت مى كنیم، و اگر رانده شده اى تو را پناه مى دهیم، و اگر حاجتى دارى حاجتت را برمى آوریم، و اگر بار خود را به خانه ما فرود آورى و میهمان ما باشى تا وقت رفتنت براى تو بهتر خواهد بود.

چون مرد شامى این سخنان را از حضرت شنید، گریست، و گفت: شهادت مى دهم كه تویى خلیفة الله در زمین خدا، خدا آگاه تراست كه رسالت خود را كجا قرار دهد، تو و پدرت پیش من دشمن ترین خلق بودید، و اكنون تو بهترین خلق خدا نزد من هستى.

پس بار خود را به خانه آن حضرت فرود آورد، و تا وقتى كه مسافرت كرد مهمان آن حضرت بود، و از محبان و معتقدان اهل بیت گردید.۱

معاویه، مروان را عامل مدینه كرد، و او هر جمعه بر منبر به امیرالمؤمنین (علیه السلام) ناسزا مى گفت، چون امام (علیه السلام) از دنیا رفت، زیر جنازه آن حضرت گریه مى كرد. امام حسین (علیه السلام) رفتار او را در حیات آن حضرت به او تذكر داد، كه چه مصیبت ها كه بر او وارد كردى.

گفت: با كسى آن رفتار را كردم كه حلم او از كوه سنگین تر بود.۲

كسى كه دشمن، حلم او را این چنین بستاید، و ابرِ عداوت، حجاب آفتاب كمالات او نشود، و بر او اشك بریزد، جا دارد كه چشم روزگار بر او خون گریه كند .

به برادرش فرمود: هنگام وفات من و فراق من از تو نزدیك شده، و من به پروردگار خود ملحق مى شوم، و مى دانم كه این داهیه از كجا به من رسیده، به حق من بر تو در این امر تكلم مكن، چون جان دادم مرا غسل بده، و كفن كن، و مرا بردار به سوى قبر جدم رسول خدا ببر، تا با او تجدید عهد كنم، و اگر نگذاشتند مرا برگردان به سوى قبر جده ام فاطمه بنت اسد، و مرا آنجا دفن كن، تو را به خدا قسم مى دهم كه به مقدار حجامتى در این باره خونى نریزد.۳

كسى كه قاتل او دل او را خون كرد، و زهر قتّال در كام او ریخت، با این همه لب آلوده به زهر را و زبان آغشته به خون را بست، و پرده از راز او برنداشت، و مظهر ستّار العیوب بود.

چنین كسى سزاوار است كه زینت عرش خدا و سید شباب اهل جنّت در روز جزا باشد.

دیگر از امتیازات آن حضرت این است كه آخر كسى است كه از قبر رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) خارج شد.

امیرالمؤمنین (علیه السلام) چون از قبر پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم)بیرون آمد، مغیره انگشتر خود را در قبر آن حضرت انداخت، به امید این كه وارد قبر شود، و بر اصحاب افتخار كند كه او آخر الناس عهداً برسول الله۴ است.

امیرالمؤمنین (علیه السلام) به حسن امر فرمود: برو در قبر و انگشترش را به او بده.۵

و این افتخار نصیب آن حضرت شد، و كسى كه به روایت عامه و خاصه رسول خدا فرمود او از من است، آخرین كسى شد كه از رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) جدا شد.




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -