تبلیغات
سید علی عمار - سروده‌ی حضرت آیت الله العظمی صافی به مناسبت شهادت حضرت فاطمه زهرا(س
بعد عاشورا، عفو كن یارا، گر كه یك دم ، این دل غم دیده خرم شد

سروده‌ی حضرت آیت الله العظمی صافی به مناسبت شهادت حضرت فاطمه زهرا(س

پنجشنبه 7 فروردین 1393 19:25

نویسنده : سید علی عمار
ارسال شده در: حضرت زهرا (س) ، شعر ،

ای دخت گرامی پـیمبر/ ای سرّ رسول در تو مضمر
در بـیت شـریف وحی، خاتون/ بر چرخ رفیع مَجد اختر
ای شبه نبی به خلق و اوصاف/ ای نور مـجسّم مصوّر
ای خادم خانه‌ی تو حوّا/ و ای حاجب درگه تو هاجر
در طورِ لقا یگانه بانو/ در مُلك وجود زیب و زیور
با شیر خدا علیّ عالی/ هم سنگر و هم پیام و همسر

مانند تـو زن جهان‌ ‌ندیده ‌‌است/ غمخوار و نگاهبانِ شوهر
ای عین كمال و جان بینش/ ای ‌شخص ‌شخیص عصمت ‌و فرّ
بر رفعت قدر تو گواه است/ بیت و حجر و مقام و مشعر
ای سیّده زنان عالم/ ای بضعه حضرت پیمبر
تو اصلی و دیگران همه فرع/‌ تو جانی‌ و دیگران چو پیكر

در مُلك وَلا ولیّة الله‌/ بر نخلِ وجود احمدی بَر
قرآن به فضیلت تو نازل/برهان تو محكم و مقرّر
روی تو جمال كبریایی/ كوی تو رواق قُرب داور
از جوی تو شبنمی است زمـزم/و از بحر تو شعبه‌ای ‌است ‌كوثر
زان خطبه آتشین كه پیچید/در ارض و سما بسان‌ تنـدر
محكوم شد آن نظام و گردید/حق روشن و غالب و مظفّر
من عاجزم از بــیان وصفت/تو بحری و من ز قطره كمتر
ای امّ محامد و معالی/ای از تو مشام جان معطّر
با این ‌همه عزّ و رفعت شأن‌/بـا آن همه فخر بی حد و مرّ
از ظلم منافـقین امّت/شد قلب منیر تو مكدّر
آن را كه نمود حقّ مقدّم/كردند معاندان مؤخّر
بردند فدك‌ به ‌غصب و بستند/بر باب تو گفته ‌‌ای مـزوّر
افسوس شكست دشمن ‌دین/ پهلوی تو را به ضربت در
بازوی تو را به تازیانه/ زد قنفذ ملحد ستمگر
از سیلی و شرح آن نگویم/كافتد بـه دل از بیانش آذر
در ماتم محسن شهیدت/ماییم به سوگ و ناله اندر
بر لطفی صافی از سر لطف/بنگر كه بُوَد پریش و مضطر
بس فخر از آن كند‌ كه دارد/بر سر ز ستایش تو افسر




دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: شعر ، آیت الله العظمی صافی ، حضرت زهرا ، حضرت فاطمه ، فاطمیه ،
آخرین ویرایش: پنجشنبه 7 فروردین 1393 19:27